ميرزا حسن حسينى فسايى
745
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
و روز هشتم ماه جمادى اول « 1 » موكب فيروزى كوكب ، از دار السلطنه اصفهان حركت فرموده ، روز غره جمادى دويم « 2 » دار الخلافه طهران را از فر قدوم خود زينت بخشيد . « 3 » و چون اولاد امجاد نواب فرمانفرما حسين على ميرزا ، بهم افتادند نه كهتر در اطاعت مهتر و نه مهتر و كهتر در انقياد پدر بودند و اعيان فارس ، هريك در حلقه دائره شاهزادهاى گذرانى به كام دل مىنمود و به اين سبب خلل كلى در وصول ماليات ديوانى بود چنان كه شيخ عبد الرسول خان دريابيگى بوشهرى دست توسل به دامن مخدره مستوره والده نواب كيخسرو ميرزا مشهور به سپهسالار ولد ارجمند حضرت فرمانفرما ، داشت و مخدره مسطوره دختر امير گونه خان كرد زعفرانلوى خراسانى بود و در سال 1237 مخدره مكرمه صبيه مرضيه محمد قلى خان افشار ارومى ، حرم محترم نواب فرمانفرما والده نواب رضا قلى ميرزا نايب الاياله و تيمور ميرزا حسام - الدوله براى اداى حج از شيراز روانه گشته ، چون به مسقط رسيد ، صيد سعيد خان امام مسقط با تمامى اعيان تا لنگرگاه كشتى به استقبال آن مخدره آمده ، او را به احترام تمام به مسقط برده ، آنچه لازمه خدمتگزارى بود به عمل آورده مبلغى وجه نقد و مرواريد و جواهر پيشكش نمود ، پس به توسط خدمتگزاران آن مخدره معروض داشت كه اگر در خدمت نواب فرمانفرما توسط كنيد كه مرا در سلك بندگان چنان كه برقرارم به افتخارى تازه سرافراز فرمايد و نواب شاهزاده - خانم خواهر نواب نايب الاياله را در عقد ازدواج من درآورد ، فلان مبلغ پيشكش دهم و والده نواب نايب الاياله ، استدعاى او را قبول نموده ، از مسقط به جانب حرمين شريفين شتافت و پس از حصول مقصود عود به مسقط نمود و امام مسقط بيش از پيش خدمتگزارى كرده ، باز تقاضاى مطلب را نمود و چون آن مخدره وارد شيراز گرديد او را نواب حاجيه گفتند . و در سال 1238 حرم محترم ديگر نواب فرمانفرما ، والده نواب سپهسالار براى اداى حج بيت اللّه از شيراز وارد بندر بوشهر گرديد و شيخ عبد الرسول خان بوشهرى هم براى اداى حج در جناح حركت بود و در راه خدمتگزارى نواب فرمانفرما ، از ماليه خود تدارك سفرى كه سزاوار سفر سلاطين بود نمود و دو كشتى بزرگ ملك خاصهء خود را كه نام يكى از آنها ، جهاز نصرت شاهى بود ، حاضر داشته ، ذخاير و زاد سفر را ذهابا و ايابا در يكى گذاشته ، خود و مخدره مسطوره و خدمه و خدمتكاران بر جهاز نصرت شاهى نشسته ، از خليج فارس و درياى عمان و يمن گذشته به شرف زيارت حرمين شريفين رسيدند و شيخ عبد الرسول خان در همهجا مانند يكى از چاكران در خدمتگزارى استوار بود و چندان زر و سيم بر اعراب بذل و بخشش داشت كه نام حاتم طائى را فروگذاشت و چون اين اخبار به نواب حاجيه رسيد ، آتش كينه هووئى زنانه در كانون سينهاش زبانه كشيد و براى امام مسقط پيغام فرستاد كه چون شيخ عبد الرسول خان بوشهرى به حوالى مسقط آيد او را گرفته ، در حبس نگاه دار و تعرضى به والده سپهسالار نرسانيده او را به احترام تمام روانه شيرازش نما ، تا آنچه وعده كردهام ، وفا نموده ، نواب شاهزاده خانم را در عقد نكاح تو درآورم و چون كشتى شيخ عبد الرسول خان به حوالى مسقط آمد ، امام مسقط چندين كشتى پر از توپ و تفنگچى فرستاد [ و ] او را محاصره نموده ، چندان
--> ( 1 ) . برابر با 15 اكتبر 1831 . ( 2 ) . برابر با 7 نوامبر 1831 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 747 .